ايرج افشار
355
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
اعليحضرت رضا شاه پهلوى است كه از سوم اسفند 1299 شمسى شروع و به بيستم شهريور 1320 ختم شده است . [ 4 ] چنانكه همه مىدانند در طىّ اين دوره اتفاقات بسيار مهم در اين كشور روى داد و تغييرات خيلى بزرگ در امور و اوضاع مملكتى و شئون و احوال اجتماعى ايران پيدا شد كه هريك در جاى خود معلوم است و در صفحات تاريخ اين كشور ثبت و ضبط شده است و من حالا و در اينجا نمىخواهم به شرح آن تاريخ و بيان آن تغييرات و اتفاقات بپردازم ، زيرا مقصود من نگارش تاريخ و جمعآورى تمام حوادث و سرگذشتهاى دورهء بيست ساله نيست . پس آنچه مرا به نگارش اين نامه واداشته است چيز ديگر است و آن اين است كه بعضى از دوستان من نظر به علاقهاى كه هميشه به شئون اجتماعى داشتهاند به مناسبت وارد بودن من در دستگاه دولت و خدماتى كه از دور يا نزديك بر عهده داشتهام و تماسى كه گاهگاه بلاواسطه با اين مرد تاريخى پيدا مىكردهام تصوّر مىكرده و شايد هم انتظار داشتهاند كه من خود در اين مدّت از آنچه گذشته است يادداشتهايى كرده و از احوال و افكار و اعمال شخص پهلوى مجموعهاى ساخته باشم و بر روى اين تصوّر و احتمال چندين بار در اين زمينه با من صحبت داشته و از وجود چنين يادداشتها پرسشهايى مىكردند و البته من نمىتوانستم به آن پرسشها پاسخ مثبتى بدهم ، زيرا من گذشته از اينكه اهل اين فن نبودم هيچوقت هم درصدد اينگونه يادداشتها برنمىآمدم و به عبارة اخرى نمىخواستم كارى به اين كارها داشته باشم . چه برداشتن و جمعآورى كردن اين قبيل يادداشتها البته مستلزم بيان بعضى حقايق و وقايع بود كه شايد در پارهاى موارد براى نويسنده و يادداشتكننده چندان سهل و بىخطر تمام نمىشد . اين معاذير من در اولبار نمىتوانست رفقا را اقناع كند و باور كنند كه حقيقة هيچ يادداشت نكردهام . ولى با دلايلى كه اقامه كردم بالاخره قانع شدند و گفتند ما قبول مىكنيم كه شما در اين مدّت بيست ساله يادداشتهايى نكرده [ 2 ] و قضاياى گذشته را در مجموعهاى گرد نياوردهايد . ليكن به هيچوجه و به هيچ دليل نمىتوانيم باور كنيم كه وقايع بيست ساله و مخصوصا قضاياى مهم و حسّاس را كه خود ناظر و شاهد آن بودهايد در خزينهء خاطره ذخيره نكرده باشيد .